|
يكي
ديگر از سياستهاي اصلي و محوري
شركت، فعاليتهاي مالي و سرمايه
گذاري مي باشد. با حداقل شناخت از
صنعت بيمه مي توان بر اين امر
واقف بود كه اغلب موسسات بيمه اي
صرفا با تكيه بر عمليات بيمه گري
قادر به ادامه حيات نخواهند بود
چرا كه اين عمليات اغلب با زيان
همراه مي باشد. اين موضوع مي
تواند در بازارهاي كنترلي و
فرمايشي تشديد گردد. لذا يكي از
عواملي كه مي تواند حيات شركت
بيمه اي را تداوم بخشد، استفاده
بهينه و مطلوب از حق بيمه هاي
پرداخت شده و سرمايه شركت است. در
اين راستا توجه به بازارهاي مالي
و انجام سرمايه گذاريهاي توجيه
پذير از بهترين شكلهاي استفاده
از حق بيمه هاي مذكور مي باشد،
ضمن اينكه يكي از مزيتهاي اصلي
شركت دانش تخصصي و حرفه اي اعضاي
هيات موسسين از بازار سرمايه مي
باشد. بدين جهت شركت، سرمايه
گذاريهاي خود را با در نظر گرفتن
تمامي جوانب احتياطي و قانوني و
با رعايت شرايط تعيين شده از طرف
شورايعالي بيمه از محل حق بيمه
هاي دريافتي و ذخاير فني انجام
خواهد داد. بنابراين شركت ذخاير
فني خود را توسط كارشناسان
آكتوئر بيمه تعيين مي گردد و با
رعايت قوانين و مقررات بيمه
مركزي ايران در بازارهاي سهام و
اوراق مشاركت و ساير بخشهايي كه
مجاز به سرمايه گذاري مي باشد، به
كار مي گيرد. به طور كلي هر شركت
مي تواند سه سياست را در انتخاب
تركيب بهينه فعاليتهاي سرمايه
گذاري خود برگزيند:
1-
انجام فعاليتهاي با ريسك بالا و
بازدهي بالا
2-
انجام فعاليتهاي با ريسك كم و
بازدهي كم
3-
انجام فعاليتهاي با ريسك و
بازدهي متعادل و متناسب
بواسطه
ماهيت انواع فعاليتهاي بيمه اي
كه لازمه داشتن يك شركت بيمه موفق
است، شركت بر آن است مجموعه اي از
فعاليتهاي سرمايه گذاري با ريسك
و بازدهي گوناگون را به انجام
رسند. در نتيجه شركت بيمه تركيبي
از سه استراتژي فوق را در گستره
فعاليتهاي سرمايه گذاري خويش در
نظر خواهد داشت كه البته وزن و
اهميت هركدام از آنها با هدف
حداكثرسازي بازده و بر اساس
مديريت ريسكي كه موسسه اعمال
خواهد نمود، معين مي گردد.
در
حقيقت انجام فعاليت هاي سرمايه
گذاري بر اين اساس صورت خواهد
پذيرفت كه اينگونه فعاليتها
پشتوانه اي براي انجام بهينه و
مطلوب فعاليتهاي بيمه اي باشند.
چرا كه سياستگذاران شركت بر اين
اعتقادند كه لازمه موفقيت در
امور بيمه اي قرار گرفتن ساير
فعاليتهاي حمايت كننده در كنار
امور مذكور است، با توجه به اينكه
موسسين شركت از شركتهاي صنعتي و
موسسات مالي مهم، برتر و موفق
كشور هستند، قادر خواهند بود
مجموع فعاليتهايي را برگزيند كه
باعث موفقيت روزافزون سياستهاي
خصوصي سازي صنعت بيمه شود. شركت
براي سرمايه گذاريهاي خود در
بازار سهام صنايع هدف خود را
انتخاب كرده و دو استراتژي
سرمايه گذاري بلند مدت و كوتاه
مدت را مورد توجه قرار مي دهد.
در
استراتژي سرمايه گذاري بلند مدت
شركت براي انتخاب محل سرمايه
گذاري ذخاير و سرمايه خود در سه
مرحله با بهره گيري از تحليلهاي
اصولي به بررسي وضعيت كلان
اقتصادي، سياسي كشور پرداخته و
زمينه سرمايه گذاري در صنايع
مختلف را به طور اصولي و زيربنايي
مورد تحليل قرار مي دهد.
مرحله
اول:
شركت
وضعيت اقتصاد كشور را در سطح كلان
مورد بررسي قرار مي دهد و وضعيت
سرمايه گذاري را با توجه به
شاخصهاي كلاني چون:
-
رشته اقتصادي
-
GNP
-
تورم
-
نرخ بيكاري
-
جمعيت
-
درآمد سرانه و ... مورد بررسي قرار
مي دهد.
مرحله
دوم:
پس
از بررسي اوضاع اقتصادي و سياسي
كشور شركت به بررسي وضعيت صنعت مي
پردازد.
در
اين مرحله شاخصهايي چون:
-
مزيت نسبي صنعت
-
ماندگاري صنعت
-
وضعيت صنعت پس از پيوستن ايران به
سازمان تجارت جهاني WTO
-
و ... مورد توجه قرار مي گيرد و
وضعيت سرمايه گذاري در صنايع
مختلف مورد بررسي قرار مي گيرد.
مرحله
سوم:
تجليل
در سطح شركت ها انجام مي گيرد و
شاخصهايي چون:
-
حاشيه سود شركت و محصولات
-
عمق بازار محصول
-
حجم فروش
-
حجم سرمايه گذاري ريالي و ارزي
-
توان سودآوري
-
بازدهي
-
ريسك
-
و ...
در
ارتباط با شركتهاي مختلف در
صنايع هدف مورد توجه قرار مي گيرد
و در نهايت شركتهايي كه با شرايط
سرمايه گذاري موسسه سازگارند به
عنوان شركتهاي هدف انتخاب مي
شوند و شركت بيمه ملت براي بلند
مدت در سهام آنها سرمايه گذاري مي
كند. در استراتژي سرمايه گذاري
كوتاه مدت شركت با بررسي روند
قيمت سهام از طريق تجزيه و تحليل
نمودار (چارتيستي) اقدام به خريد
سهام در كوتاه مدت مي نمايد. به
اين ترتيب در اين روش به دليل
نوسانات قيمت سهام در كوتاه مدت
منافعي براي موسسه حاصل مي شود،
به گونه اي كه در زمان پيش بيني
كاهش قيمت سهام، شركت اقدام به
خريد سهام و هنگام افزايش قيمت به
فروش آن مبادرت مي ورزد. (بهره
گيري از پيش بيني نوسانات كوتاه
مدت بازار)
به
علاوه شركت در نظر دارد سرمايه
گذاري هاي خود را در بازار سهام
با توجه به سه اصل:
1-
بازدهي بالا
2-
قابليت نقد شوندگي بالا (Liquidity)
3-
وجود ريسك متناظر با بازده
انجام
داده و تصميمات سرمايه گذاري را
متناسب با شرايط مذكور با لحاظ
نمودن چهار عامل سرمايه (Size)،
مدت سرمايه گذاري (Time)،
سود مورد انتظار و ريسك (Risk)
به روشهاي تجزيه و تحليلهاي
اصولي (Fundamental
Analysis)
و فني (Technical
Analysis)
اتخاذ نمايد.
در
كل اين اصل مد نظر خواهد بود كه
رضايت صاحبان و توسعه آن همواره
به سود سرمايه گذاري هاي آن بستگي
دارد و قطعا درآمدهاي حاصل از
سرمايه گذاري ها در ادامه حيات
شركت و ارائه خدمات برتر بيمه اي
چه از لحاظ كيفي و چه از نظر كمي
تعيين كننده خواهد بود.
|